رابطه چین با کشور کره شمالی از سالیان قبل بسیار گسترده بوده است1 و پکن در راستای ایجاد یک متحد در شبه جزیره کره همواره کمک های قابل توجهی به این کشور کرده است. چین به نوعی سیاستگذار کلان در ارتباط با کره شمالی شناخته میشود و میتواند راهبرد های کلان این کشور را تنظیم نماید. بعد از روی کار آمدن کیم، رهبر جدید کره شمالی نوعی تغییر در سیاست های کلان این کشور اتفاق افتاد که بیشتر در حوزه نظامی و اقتصادی، اصلاحاتی بوجود آمد و از اتکا به کشورهای خارجی در حوزه تامین نیازهای داخلی کمی کاسته شده است. در ادامه به بررسی نقش چین در قبال کره شمالی و پیامدهای آن برمعادلات منطقه ای خواهیم پرداخت؛
تغییر نقش چین در پرونده کره شمالی، در گذشته نقش چین در قبال کره شمالی، نقش کنترل کنندگی بود و در این زمینه سعی میکرد رفتارهای پرخطر پیونگ یانگ را معتدل نماید2 و باتوجه به نقش تامین کنندگی چین در قبال این کشور، رهبران کره شمالی گوش به فرمان چین بودند. اما در سال های گذشته و باتوجه به رقابت فزاینده چین با ایالات متحده، نقش کنترل گری چین در قبال کره شمالی کمرنگ شده است و این راهبرد جدید چین بنظر میرسد تعمدا اتخاذ شده است و برای تحت فشار قراردادن ایالات متحده و متحدانش در شرق آسیا توسط کره شمالی محدودیتی توسط چین بر پیونگ یانگ گوشزد نشده است.
تاثیر نزدیکی روسیه بر کره شمالی، برخلاف تصور عده ای از کارشناسان روابط بین الملل3، نزدیکی روسیه به کره شمالی باعث دور شدن چین از کره شمالی نشده است بلکه چین در رقابتی با مسکو در حال تحکیم پیوند و تقویت ارتباطات با کره شمالی است و این مسئله برای دولت کیم که در انزوا به سر می برد بازی برد برد محسوب میشود. موضوع تقویت روابط چین و روسیه با کره شمالی میتواند در آینده ابزاری برای قدرتمند شدن و از انزوا بیرون آمدن پیونگ یانگ نیز بشود.
دوگانگی نکاه چین به کره شمالی، دیدگاه چین به کشور کره شمالی دو سویه دارد. اولین سویه آن تهدید محور بودن مسئله کره شمالی است. تهدید از این باب که در صورت بحرانی شدن پرونده کره شمالی، احتمال بی ثباتی، بحران پناه جویان و مسابقه تسلیحاتی در شبه جزیره کره امکان وقوع دارد و در این صورت باتوجه به اهمیت ثبات و آرامش برای چین، این موارد میتواند جلوی رشد کشور چین را بگیرد. سویه دیگر دیدگاه چین به کره شمالی، نگاه استراتژیک به این کشور است زیرا کره شمالی به عنوان یک دارایی با اهمیت برای چین میتواند مشغولیتی برای ایالات متحده در شبه جزیره کره باشد و باعث کاهش تمرکز ایالات متحده بر تایوان خواهد شد و این مسئله برای چین که در حال آماده سازی برای الحاق تایوان به کشور خود است اهمیت راهبردی دارد. درک این دو سویه در کنار هم میتواند سیاست چین در قبال کره شمالی را تبیین کند.
اهرم سازی در موضوع تایوان، چین از موضوع هسته ای و موشکی کره شمالی به عنوان ابزاری برای فشار به ایالات متحده استفاده میکند و پایبندی واشنگتن به سیاست چین واحد را شرط اصلی همکاری خود در این زمینه میداند. این اهرم سازی ژئوپلوتیک برای چین ابزاری برای مذاکره خواهد ساخت که در موضوع تایوان بتواند امتیاز لازم از واشنگتن را اخذ نماید. ایالات متحده نیز میداند کره شمالی اگر سیاست ویرانگری خود در قبال همسایه جنوبیاش را شروع کند، شبه جزیره کره دچار یک بحران اساسی خواهد شد که ثبات منطقه شرق آسیا را برهم خواهد زد. برای همین دو کشور چین و ایالات متحده در زمینه کره شمالی و تایوان سیاست کژدار و مریض را اتخاذ نموده اند تا در آینده دو کشور به توافقاتی در زمینه موارد اختلافی دست یابند.
در مجموع باید گفت، سیاست چین در زمینه کره شمالی دچار تحولاتی شده است و نگاه ابزاری مطلق بر کره شمالی دیگر وجود ندارد زیرا چین در زمینه دارایی های استراتژیک خود (نفوذ در کره شمالی) ریسک نخواهد کرد. باتوجه به تحولات اخیر و رقابت ایالات متحده و چین با یکدیگر ، کره شمالی میتواند منافع بیشتری در ارتباط با چین و روسیه جذب کند و این مسئله برای پیونگ یانگ که درگیر مشکلات داخلی است یک مزیت محسوب میشود.
نظر
ارسال نظر برای این مطلب