طلای سیاه و جاه‌طلبی سبز: عربستان در گذر از هژمونی غرب به سوی شرق
1513 Views

طلای سیاه و جاه‌طلبی سبز: عربستان در گذر از هژمونی غرب به سوی شرق

تحولات شگرف در سیاست خارجی و اقتصادی عربستان سعودی، این کشور را از یک بازیگر تک‌محصولی و وابسته به غرب به قدرتی نوظهور با رویکردی چندقطبی تبدیل کرده است. در کانون این دگردیسی، «چشم‌انداز ۲۰۳۰» قرار دارد؛ برنامه‌ای بلندپروازانه که با هدف تنوع‌بخشی به درآمدها، کاهش وابستگی به نفت و سرمایه‌گذاری گسترده در حوزه‌های نوین اقتصادی، به دنبال ترسیم نقشه‌ای جدید از قدرت برای این کشور در قرن ۲۱ است.

در این میان، سیاست شرق‌گرایی انرژی به مثابه ستون فقرات این چشم‌انداز، نه تنها معادلات بازار جهانی انرژی را دگرگون ساخته، بلکه چالشی جدی برای هژمونی غرب در منطقه اوراسیا ایجاد کرده است.

تنوع‌بخشی به درآمدها و کاهش وابستگی به نفت
دهه‌ها اتکای مطلق به «طلای سیاه» به عنوان تنها منبع درآمدی، اقتصاد عربستان را در برابر نوسانات قیمت نفت آسیب‌پذیر ساخته بود. با این حال، داده‌های سال ۲۰۲۴ حاکی از یک تغییر پارادایم است. برای اولین بار، حدود ۴۰ درصد از درآمد دولت عربستان از منابع غیرنفتی تأمین شد که بخش عمده آن از محل مالیات بر کالا و خدمات حاصل شده است. این دستاورد مهم، گامی حیاتی در جهت تحقق هدف چشم‌انداز ۲۰۳۰ برای ساختن اقتصادی پایدار و مقاوم است.

این کشور دریافته است که برای تضمین ثبات مالی بلندمدت، باید از وابستگی به یک کالا رها شود و به سمت ایجاد موتورهای رشد اقتصادی متنوع حرکت کند. این رویکرد نه تنها امنیت مالی داخلی را افزایش می‌دهد، بلکه به عربستان این امکان را می‌دهد که سیاست‌های مستقل‌تری را در عرصه بین‌المللی دنبال کند.

جاه‌طلبی سبز و سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر
در کنار سیاست تنوع‌بخشی اقتصادی، عربستان سعودی سرمایه‌گذاری‌های عظیمی را در حوزه سرمایه‌گذاری تجدیدپذیر آغاز کرده است. این سرمایه‌گذاری‌ها، که می‌توان آن‌ها را بخشی از جاه‌طلبی سبز این کشور دانست، با هدف کاهش «اعتیاد به نفت» و تبدیل شدن به یک بازیگر مهم در بازار انرژی پاک صورت می‌گیرد. پروژه‌هایی مانند نیروگاه خورشیدی در شهر نئوم با ظرفیت ۲.۶ گیگاوات و نیروگاه بادی دومه‌الجندل با ظرفیت ۴۰۰ مگاوات، نشان‌دهنده تعهد جدی ریاض به این تحول هستند.

این پروژه‌ها تنها برای مصارف داخلی نیستند، بلکه عربستان قصد دارد با تولید انرژی پاک در مقیاس وسیع، به صادرکننده‌ای پیشرو در این حوزه تبدیل شود. این استراتژی دو هدف کلیدی را دنبال می‌کند: اول، کاهش اتکا به هیدروکربن ها و دوم، حفظ جایگاه خود به عنوان یک قدرت انرژی، حتی در جهانی که به سمت منابع پاک‌تر حرکت می‌کند.

شرق‌گرایی انرژی و کاهش وزن غرب
در گذشته، غرب، به ویژه ایالات متحده، مهم‌ترین مشتری نفت عربستان بود. با این حال، آمارها در سال ۲۰۲۵ حکایت از یک تغییر ژئوپلیتیک اساسی دارد. در پنج‌ماهه نخست سال ۲۰۲۵، چین مقصد ۲۴.۳ درصد از صادرات نفت عربستان بوده، در حالی که سهم ایالات متحده به تنها ۳.۳ درصد و اتحادیه اروپا به ۰.۲ درصد کاهش یافته است. این آمار نشان‌دهنده یک «شرق‌گرایی انرژی» آشکار است.

عربستان دریافته که مرکز ثقل تقاضای انرژی به سمت شرق آسیا، به‌ویژه چین و هند، در حال حرکت است. این تغییر در روابط انرژی، نه تنها تأثیرات اقتصادی دارد، بلکه به عربستان این امکان را می‌دهد که از اتکای بیش از حد به غرب فاصله بگیرد و روابط خود را با قدرت‌های نوظهور در شرق مستحکم کند. این استراتژی، ابزاری قدرتمند برای افزایش نفوذ ریاض و کاهش اهرم فشار سیاسی غرب است.

قراردادهای بلندمدت استراتژیک
سیاست شرق‌گرایی عربستان تنها به فروش نفت خلاصه نمی‌شود، بلکه شامل عقد قراردادهای استراتژیک بلندمدت است که عمق این پیوند را نشان می‌دهد. توافق شرکت آرامکو با شرکت رونگ‌شنگ چین، نمونه‌ای برجسته از این رویکرد است. این قرارداد شامل خرید ۱۰ درصد از سهام شرکت رونگ‌شنگ به ارزش ۳.۶ میلیارد دلار و تضمین عرضه ۴۸۰ هزار بشکه نفت در روز به مدت ۲۰ سال است.

چنین توافقاتی، فراتر از یک معامله ساده تجاری هستند؛ آن‌ها تضمینی برای همکاری‌های بلندمدت و ایجاد شبکه‌ای از منافع مشترک هستند که وابستگی متقابل بین عربستان و شرکای آسیایی آن را تقویت می‌کند. این مدل همکاری، نه تنها امنیت تقاضا برای نفت عربستان را تضمین می‌کند، بلکه پتانسیل سرمایه‌گذاری مشترک در حوزه‌های دیگر، مانند پالایشگاه‌ها و پتروشیمی را نیز فراهم می‌آورد.

ورود به اقتصاد هیدروژنی
عربستان تنها به انرژی‌های تجدیدپذیر بسنده نکرده و با هوشمندی، به دنبال تثبیت جایگاه خود در اقتصاد هیدروژنی است. این کشور با امضای یادداشت‌های تفاهم با ژاپن و کره‌جنوبی برای صادرات آمونیاک آبی و سبز، تلاش می‌کند به پیشتاز این حوزه تبدیل شود.

هیدروژن، به عنوان سوخت پاک آینده، می‌تواند جایگزین نفت و گاز در بخش‌هایی مانند حمل و نقل سنگین و صنایع شود. با توجه به منابع فراوان انرژی خورشیدی و گازی، عربستان دارای مزیت رقابتی قابل توجهی در تولید هیدروژن آبی و سبز است. این گام، یک استراتژی آینده‌نگرانه است که عربستان را قادر می‌سازد در دنیای پسا-نفتی نیز به عنوان یک قدرت انرژی باقی بماند.

ترسیم نقشه جدید قدرت در اوراسیا
ترکیب «طلای سیاه» و «جاه‌طلبی سبز» موجب شده عربستان به چالشی مستقیم برای هژمونی غرب در بازار انرژی بدل شود. با برنامه‌ریزی برای در اختیار گرفتن بیش از ۴۰ درصد از رشد انرژی‌های تجدیدپذیر غرب آسیا تا سال ۲۰۳۰، این کشور در حال ساختن یک قدرت ترکیبی است. این قدرت جدید، بر پایه صادرات نفت به شرق و سرمایه‌گذاری‌های عظیم در انرژی‌های نو، به ریاض اجازه می‌دهد تا از اهرم‌های سیاسی و اقتصادی بیشتری در مناسبات بین‌المللی استفاده کند.

در نتیجه، نقشه قدرت در اوراسیا در حال بازنگری است؛ جایی که عربستان، با همکاری استراتژیک با قدرت‌های شرقی، دیگر تنها یک فروشنده نفت نیست، بلکه یک بازیگر کلیدی در امنیت انرژی و تحولات ژئواکونومیک جهان است. این تغییر، به غرب این پیام را می‌دهد که دوران اتکای مطلق به منطقه غرب آسیا به پایان رسیده و باید با واقعیت‌های یک نظم نوین جهانی تطبیق پیدا کند.
در نتیجه
عربستان سعودی در مسیر چشم‌انداز ۲۰۳۰، هم در راستای حفظ جایگاه نفت‌محوری خود حرکت کرده و هم با گسترش حوزه‌های تجدیدپذیر و اقتصاد هیدروژنی، آینده‌ای سبز و پایدار را ترسیم می‌نماید. این کشور با استراتژی شرق‌گرایی انرژی، قراردادهای بلندمدّت و توجه به اقتصاد پاک، نه فقط در نقش تأمین‌کننده نفت بلکه به‌عنوان رهبر نوآوری انرژی منطقه‌ای و جهانی ظاهر می‌شود. این تحولات، نه فقط اقتصادی بلکه ژئوپولیتیکی هستند و نشانه‌ی تغییر تعادل جهانی قدرت به‌سوی آسیا و شرقی‌هاست.

نویسنده: محمدصالح قربانی



[1]https://www.arabnews.com/node/2590103/business-economy
[2]https://thecradle.co/articles/black-gold-meets-green-ambition-in-saudi-arabias-energy-shift-to-china
[3]https://www.aramco.com/en/news-media/news/2023/aramco-completes-purchase-of-rongsheng-petrochemical-stake
[4]https://finance.yahoo.com/news/saudi-arabia-giant-hydrogen-project-000000630.html
نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
نظر
ارسال نظر برای این مطلب