مذاکرات صلح اوکراین و روسیه طی روزهای اخیر در آلاسکا و در شرایطی برگزار شد که یکی از بازیگران اصلی صلح در مذاکرات حضور نداشته و آن نماینده اوکراین بود. رئیسجمهور آمریکا دونالد ترامپ و همتای روسیاش پوتین در آلاسکا دیدار داشتند تا در خصوص نبرد اوکراین گفتگو داشته باشند که این اولین ملاقات حضوری آنها بعد از سال ۲۰۲۱ بود.
هرچند بنا به گفته ترامپ ممکن بود زلنسکی به این نشست دعوت شود اما عملاً شاهد آن بودیم که دعوت رسمی از وی به عمل نیامد. درمقابل زلنسکی تأکید نموده این مذاکرات بدون حضور اوکراین، در روند صلح و پایان مناقشات تأثیری نداشته و نخواهد داشت درهمین خصوص دولتها و رهبران اروپایی نیز (انگلیس، فرانسه، آلمان، ایتالیا، لهستان، فنلاند و کمیسیون اروپا) با بیانیهای مشترک اعلام داشتند که صلح بدون حضور اوکراین امکانپذیر نیست .
پس از پایان نشست مشترک، با وجود اینکه دو طرف این مذاکره را مؤثر اعلام کردند اما عملاً این نشست بدون نتیجه مشخص خاتمه یافته و دستآوردی در پی نداشت. در نتیجه پس از خاتمه این نشست هیچ توافقی در خصوص صلح و پایان جنگ اوکراین با روسیه حاصل نشد.
خاطرنشان میسازد دولت اوکراین و سردمدارانش بارها بر ضرورت حضور کیف در هر روند صلحی تأکید داشته و نسبت به توافقاتی خارج از این رویه بسیار بدبین میباشند. اما عدم دعوت و مشارکت یکطرف (نمایندگان کیف) در مذاکرات دوجانبه آلاسکا، نهتنها به معنای تضعیف کیف، بلکه نشان از حقیقتی است که از ابتدا وجود داشته و آن این است که اوکراین هیچگاه بازیگر اصلی این بحران نبوده و فقط ابزاری در دست ناتو و به عنوان کارت بازی در اختیار غرب بوده است.
مذاکرات آلاسکا نشان داد که بازیگران اصلی روسیه و آمریکا میباشند و غرب نمیتواند پشت واقعیت موجود پنهان شود. درواقع نگرانی متحدان اروپایی و دولت کیف این است که گفتوگوی مستقیم واشنگتن و مسکو، بدون حضور اوکراین، به توافقی منجر شود که بخشی از اراضی این کشور به روسیه واگذار گردد. واقعیت آن است که بدون حضور یا مشارکت اوکراین، رسیدن به توافقی منطقی و عملی ممکن نیست و هر نوع واگذاری سرزمینها به کشور روسیه نتیجه نوعی اجبار و استعمار نوین و غیرواقعبینانه بوده و بدون رعایت حقوق جغرافیایی و امنیتی خواهد بود.
اکنون اگر بخواهیم به سیاستهای خارجی ترامپ در این مورد بپردازیم بهتر است به وعده ترامپ برای پایان جنگ در ۲۴ ساعت اشاره داشته باشیم که حالا و بعد از گذشت ۶ ماه از بازگشت او به کاخ سفید جدیتر مورد بحث و انتقاد قرارگرفته است. همین گفتوگوی ترامپ با پوتین بدون حضور کیف میتواند آزمونی جهت سنجش میزان جدیت ترامپ در پیگیری صلح و وعدههای قبلی خود باشد؛ اما ناکامی آمریکا درشکلگیری وعدههای بلندپروازانهاش، علاوه بر تضعیف جایگاه آمریکا در دنیا، امکان بهرهبرداری روسیه از شرایط پیشآمده را با در نظر گرفتن واقعیتهای ژئوپلیتیکی منطقه و اتخاذ تصمیمات منطقی در جهت رسیدن به توافقی ماندگار فراهم کرده است. از سویی توافق احتمالی دوجانبه، پیامدهای گستردهای بر امنیت اروپا و جایگاه ناتو خواهد داشت و میتواند به شکاف موجود میان آمریکا و متحدان اروپاییاش دامن بزند. چراکه هر توافق احتمالی بین مسکو و واشنگتن بدون حضور کیف تأثیرات گستردهای بر موازنه قدرت در اروپا خواهد داشت. توافق احتمالی میتواند تا حد زیادی نفوذ همیشگی آمریکا در اتحادیه اروپا و ناتو را کاهش داده و مشکلات بین آمریکا و متحدان اروپاییاش را تا حدی عمیقتر سازد و در این بین روسیه نیز میتواند جایگاه ژئوپلیتیکی خود را در منطقه و اروپا تثبیت کند. درمقابل اتحادیه اروپا در تلاش برای کاهش قدرت مسکو در منطقه بوده و نهایتاً این شرایط میتواند روند همیشگی سیاستهای ناتو را تغییر داده و نشان دهد که بدون درک واقعیتهای میدانی و پذیرش قدرت و سیاست روسیه، سیاستهای اتحادیه اروپا با شکست روبهرو خواهد شد.
لازم به ذکر است از دیدگاه منتقدان هر نوع توافق احتمالی میان روسیه و آمریکا بدون حضور اوکراین، تلاشی برای مشروعیت بخشی به تغییرات پیشآمده حاصل از این اتفاقات است و نگرانیهای بیشماری درباره استفاده بیشتر از زور و قدرت در حل مشکلات بینالمللی ایجاد میکند . کشور روسیه با تکیهبر واقعیت حق حفاظت از مرزها و امنیت کشور خود، در تلاش است روندی پایدار در مدیریت بحران داشته باشد، ازاینروی تصمیمات و سیاستهای روسیه منطبق با سیاستهای ملی و منطقهای خود میباشد. این درحالی است که دیدگاههای غرب با تکیهبر تحمیل سیاست و دیدگاههای یکجانبه و در نظر نگرفتن واقعیتهای میدانی و صرفاً بر مبنای سیاستهای استعماری بوده است. علاوه بر آن چنین توافقاتی در صورت عملیشدن میتواند نقش روسیه را بهعنوان بازیگر مهم در حفظ امنیت ژئوپلیتیکی منطقه تقویت کند. چنین شرایطی عاملی مهم در بازنگری سیاستهای آمریکا و متحدان غربی و نیز کاهش فشارها بر روسیه است. چراکه هرگونه نادیده گرفتن واقعیتها در خصوص التهابات و بحران بین روسیه و اوکراین یعنی شکست پایدار سیاستهای اتحادیه اروپا و ایالاتمتحده آمریکا.
درپایان لازم به ذکر است حذف نمایندگان اوکراینی از میز مذاکره، نه تنها نقش این کشور را از یک بازیگر اصلی به تماشاگر وقایع تنزل داده و مشروعیت تصمیمات آینده را زیر سؤال میبرد بلکه خطر مشروعیتبخشی به تصرفات روسیه طی هرگونه توافقی بدون اوکراین، از طریق زور را در عرصه بینالمللی نهادینه میکند. از دید منتقدان بسیاری، ممکن است به رسمیت شناختن تغییر مرزها از طریق اعمال زور ، بر موازنه قدرت در اروپا هم تأثیرگذار باشد. باید درنظر داشته باشیم احتمال واگذاری اجباری سرزمینها درحالی شکل گرفته است که پیش از این شاهد وعده «پایان جنگ در ۲۴ ساعت» توسط ترامپ بوده و حالا با گذشت بیش از شش ماه از بازگشت او به کاخ سفید این بحران به نقطهای حساس رسیده و عملاً نتیجه این مذاکرات میتواند معیار موفقیت یا شکست ترامپ تلقی شود.
نظر
ارسال نظر برای این مطلب