در روزهای اخیر سخنرانی نخست وزیر رژیم صهیونیستی در باب نسل کشی ارامنه توسط کشور ترکیه1، موجی از واکنش ها را در منطقه به راه انداخته است و ترکیه رسماً نسبت به این سخنان واکنش نشان داده است و آن را نوعی توهین نسبت به میراث عثمانی خوانده است. به رسمیت شناختن این حادثه توسط رژیم صهیونی میتواند اثرات مستقیمی بر روابط رژیم صهیونیستی با ترکیه و حتی آذربایجان داشته باشد . در ادامه به بررسی چرایی این موضع گیری نتانیاهو در این بازه زمان خواهیم پرداخت؛
افزایش تنش دیپلماتیک با آنکارا، کشور ترکیه همواره ادعای نسل کشی در قبال ارامنه را رد کرد است2 و نسبت به این ادعا توسط کشورهای دیگر واکنش تندی نشان داده است. موضع گیری نخست وزیر رژیم حتی اگر شخصی باشد برای آنکارا تحریکآمیز تلقی شده و میتواند روابط پرنوسان ترکیه و اسرائیل را وارد مرحله تازهای از سردی و تنش کند. این مسئله در شرایطی که رژیم اسرائیل بعد از نسل کشی در غزه از جهت دیپلماتیک تحت فشار زیادی بوده است میتواند بحران دیپلماتیک تازه ای برای رژیم ایجاد نماید.
بهرهبرداری رژیم اسرائیل از جنگ روایتها، کنش رژیم صهیونی در قبال ترکیه میتواند از نظر اخلاقی و سیاسی برای ترکیه دردسر ساز شود و از جهت رسانه ای فشار مضاعفی به ترکیه وارد نماید تا از این طریق مواضع ضد نسل کشی ترکیه در قبال جنایات رژیم صهیونیستی در غزه را کمرنگ نشان دهد3. در واقع جنگ روایتها در زمانی که رژیم عملاً رسانه های دنیا را تحت کنترل دارد میتواند ترکیه را در موضع ضعف قرار دهد .
امتیاز نمادین به ارامنه و پیام به باکو، ادعای نتانیاهو در مورد نسلکشی، ولو غیررسمی، برای ارمنستان و دیاسپورای ارمنی یک دستاورد نمادین محسوب میشود. این موضوع میتواند باعث نزدیکی نسبی ایروان و تلآویو شود؛ امری که حساسیت ترکیه و جمهوری آذربایجان را تشدید خواهد کرد. در این زمینه بنظر میرسد رژیم صهیونی در حال ارسال پیام به ترکیه و آذربایجان است تا نسبت به خواسته های مضاعف خود، پاسخ مثبت دریافت نمایند و در جنگ های احتمالی آینده با ایران، حمایت این دو کشور را داشته باشد. برای ارمنستان این مساله میتواند امتیازی خوبی جهت فشار به آذربایجان باشد و کفهی قدرت بعد از حمایت ترامپ و رژیم به سود ارمنستان تغییر کند.
احتمال واکنش محدود آنکارا: از آنجا که سخنان نتانیاهو هنوز به موضع رسمی دولت یا کنست تبدیل نشده، واکنش ترکیه احتمالاً در سطح محکومیت لفظی و اعتراض سیاسی باقی خواهد ماند، مگر آنکه این خط به سیاست رسمی اسرائیل بدل شود.
ترکیه نشان داده است که هیچگاه به صورت جدی نسبت به درگیری با رژیم اقدام خاصی انجام نخواهد داد و صرفاً در جدال های رسانه ای و لفظی بر علیه اقدامات جنایتکارانه رژیم میایستد. در این مساله نیز باتوجه به رویه دولت اردوغان و روابط اقتصادی گسترده ای که با رژیم اسرائیل دارد صرفاً در حد پاسخ های رسانه ای شاهد درگیری دو دولت خواهیم بود. احتمال تغییر محاسبات ترکیه در قبال رژیم کم است زیرا لابی کشورهای غربی در ترکیه بسیار قدرتمند است و اجازه تغییر ماهوی در سیاست بین الملل ترکیه را نخواهد داد.
در مجموع باید گفت، تنش ترکیه با رژیم صهیونیستی بیشتر در زمینه جنگ روایت هاست. خواسته رژیم ایجاد فشار به ترکیه است تا مواضع ضد صهیونیستی ترکیه کمتر شود و حمایت های این کشور از رژیم افزایش پیدا کند. فشار ژئوپلوتیک به ترکیه و آذربایجان جهت اخذ بیشترین امتیاز از این دو کشور میتواند قدم های بعدی رژیم صهیونی در صورت امتناع ترکیه از خواسته های نتانیاهو باشد. رژیم اسرائیل در صدد ایجاد رخنه در منطقه غرب آسیا است تا از این طریق روابط همسایگان ایران با این کشور تضعیف شود و از طریق فشار، تهدید و تطمیع در آنها خلل و سستی ایجاد کند. با این سیاست همسایگان ایران نسبت به حملات احتمالی رژیم صیونی در ایران بی تفاوت خواهند شد. ترکیه باید نسبت به این موضوع و نقشه های بلند پروازانه رژیم هوشیاری بیشتری به خرج دهد زیرا هدف رژیم طی سالهای گذشته گسترش قلمرو اشغالی خود ( سیاست نیل تا فرات ) می باشد و این هدف برای ترکیه نیز نگران کننده است و منافع این کشور را با تهدید روبرو خواهد کرد.
نظر
ارسال نظر برای این مطلب